ابن فهد الحلي (مترجم: غفارى ساروى)
56
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى)
47 - « عجبت للمرء المسلم لا يقضى اللَّه بقضائه الّا كان خيرا له ، ان قرّض بالمقاريض كان خيرا له ، و ان ملك مشارق الارض و مغاربها كان خيرا له » . يعنى : « حالات مرد مسلمان موجب شگفتى است ، هر حكمى كه ذات اقدس الهى در مورد او جارى كند براى او خير مىباشد ، اگر با قيچى قطعه قطعه گردد خير اوست كما اينكه اگر مالك شرق و غرب عالم گردد نيز ، براى او خير خواهد بود » . و از آن حضرت است كه خداوند متعال مىفرمايد : 48 - « ليحذر عبدى الّذى يستبطىء رزقى ان اغضب فافتح عليه بابا من الدّنيا » . يعنى : « آن بندهاى كه گمان مىكند من روزى خود را دير به او مىرسانم ، بايد خود را از غضب من نگه دارد ( و چنين گمانى را بر طرف نمايد ) كه مبادا ( در اثر همين خيالش ) بابى از دنيا را بر او بگشايم » . و از جمله سخنانى كه ذات اقدس الهى بر داود نبى - عليه السّلام - وحى فرستاد اين است كه : 49 - « من انقطع الىّ كفيته و من سألنى اعطيته و من دعانى اجبته » . يعنى : « هر كس به من روى كند و از غير من قطع اميد بنمايد ، او را كفايت مىكنم ( و كارهايش را بر عهده مىگيرم و به انجام مىرسانم ) هر كه از من درخواست كند به او عطا خواهم كرد و هر كه مرا بخواند ، جوابش را خواهم داد » . « و انّما اؤخّر دعوته و هى معلّقة و قد استجبتها له حتّى يتمّ قضائى فاذا تمّ قضائى انفذت ما سأل » . يعنى : « و اگر دعاى اجابتشدهء او را معلّق مىگذارم و آن را به تأخير مىاندازم به خاطر اين است كه حكم و قضاى من به درجهء اتمام و اكمال برسد ( و تمام مصالح آن فراهم گردد ) و وقتى به اين درجه رسيد ، درخواستش را انجام خواهم داد » . « قل للمظلوم : انّما اؤخّر دعوتك و قد استجبتها لك على من ظلمك حتى يتمّ قضائى لك على من ظلمك لضروب كثيرة غابت عنك و انا احكم الحاكمين » .